الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
29
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
نيكو كه دل فريبد ، و جان از قالب تهى سازد بر حمارى سوار شود ، و در مساجد ظاهر شود و در حالى به شكل دلفريبى هويدا گردد كه كفشهايى از زر ، كه بند كفشش از گوهر غلتان ، ترتيب يافته است ، بر پاى دارد و گيسوان جانستانش شانههايش را پوشيده باشد ، و از كارهاى او اينكه در هنگام نماز ، بسم اللّه كه كلام عزيز بدان آغاز شده در هنگام نماز به زبان راز نياورد . ديگرى ، براى بادهگسارى به حد شرعى اعتنايى ندارد و شرب خمر را گناه نمىداند و مىگويد با پارچهاى نازك ، مىتوان به همخوابى اقدام كرد ، و وطى مزدور ماده را ، تجويز مىنمايد ، اينك اين سؤال پيش مىآيد كه آيا در روزگار پيمبر هم اين احكام رواج داشت ؟ اى كورباطن ، اگر باانصافى ما را آگاه گردان و همچنان ، آميزش با جوان نورس را رفع هوس دانند ، و نهى از اين عمل ناپسند را سخيف انگارند ، و خوردن گوشت سگ را كه مخالف با رأى گذشتگان است ، جايز شمارند . اينگونه گفتار عادت پيشوايانى است كه با قدرت هرچه تمامتر ، به صحت آنها صحه گذاردهاند . اينك ، روى سخنم با پسره سكره بغدادى است كه موجودى بخيل و از كار وامانده است ، و از بدكارههايى به وجود آمد كه از شدت شهوترانى ، از پس حيض مىشدند ، مىگويم اى كسى كه با پارهء دل هادى درافتادى ، و او را به نيش هجاى خود آزار مىدهى هرگاه دستم به تو برسد تو را كه لب بالاى فلان همسرت ، از خشكى چونان شاخه خشكيده است ، به بيچارگى مىافكنم ، و براى نابودى تو به حجت بالغهء الهى حضرت صاحب الامر متوسل مىشوم ، آن بزرگوارى كه قائم آل محمّد است ، و پرچم برافراختهء هدايتشدهء الهى است كه ما را يارى مىكند ، و مشركان را كه در كمال